کارآفرین؟

برنامه "مردم ایران سلام" که تا کنون بیش از 400 قسمت داشته است دارای ویژگی جالبی است. قبل از این برنامه بعضی از ما اینانلو را می شناختیم (حداقل صدایش)، اغلب ما کوثری را می شناختیم، همچنین رامبد جوان. علاوه بر این بعضی ها افشین یدالهی را می شناختند. خسرو معتضد را نیز تاریخ شناسان می شناختند. من هم منصور ضابطیان را از طریق مجله چهلچراغ می شناختم. پس تقریباً تمام مجریان را همه می شناختیم. اما اکنون پس از یک سال، تقریباً همه این افراد که نزدیک بود به خاطرات ما تبدیل شوند (غیر از رامبد جوان!) بار دیگر به نوعی به سیما و اذهان مردم بازگشتند (یا آمدند)

مثلاً منصور ضابطیان مدتی مجری برنامه فرش واژه از شبکه اول بود، بعد هم به کره رفت. همچنین کوثری برنامه ورزش دو را در اختیار گرفت. اینانلو هم اکنون به صورت کامل برای مردم شناخته شده است و بیشتر در تلویزیون هست. به نظرم یک برنامه اختصاصی هم تهیه کرده است. خسرو معتضد نیز هم اکنون بعد از اخبار 20:30 شبکه دو، برنامه ای 500 قسمتی (!) دارد. همین الان که دارم این مطلب را می نویسم، افشین یدالهی نیز در برنامه نوجوانان مجری بود (البته در رابطه با شعر!). رامبد جوان نیز قبل از ماه رمضان، برنامه بسیار فوق العاده ای در شبکه دو اجرا می کرد.

می بینید که هر کدام از کسانی که نام بردم به نوعی علاوه بر برنامه "مردم ایران سلام" مستقلاً نیز برنامه ای دارند. مطمئن موج جدید حضور این افراد در سیما نشات گرفته از حضور آنها در این برنامه است. بنابراین آیا می توان این برنامه و مجری اصلی آن یعنی شهیدی فرد را کارآفرین دانست؟!

باید به مطلب توجه کرد و نه به گوینده

همه ما مردم در حرف تمام خواسته های بزرگان را رعایت می کنیم ولی در عمل نه! مثلاً بارها بزرگان دین مانند پیامبر و حضرت علی گفته اند که به اصل حرف یا عمل توجه شود و نه به گوینده یا عامل. شاید کسی که چندان خوب نباشد، کار یا حرف خوبی بکند یا بزند و یا برعکس

در دوران حاضر هر وقت وبلاگ یکی از اصلاح طلبان را می بینم، سعی می کند به هر نحو که شده و هر کاری را که احمدی نژاد انجام داده است، زیر سئوال ببرد. مثلاً آقای ابطحی در وبلاگش نوشته که نباید احساس غرور آمریکائیها را تحریک کرد و حالا که احمدی نژاد این کار را می کند جنگ می شود! من به این کار ندارم که چرا فقط احساسات ایرانیها تحقیر شود و ایرانیها محور شرارت باشند! و همچنین اینکه ایرانیها نیز بسیار بیشتر از آمریکائیها غرور دارند، اما اینکار را چون احمدی نژاد انجام داده است بد است! همچنین چون احمدی نژاد با مردم دیدار دارد بد است.

هر کسی می تواند بفهمد که در مورد مسئله هسته ای ایران، تیم احمدی نژاد (شامل لاریجانی) بسیار بسیار و بسیار بهتر از تیم خاتمی عمل کرد، اما هر وقت دوستان می خواهند در موردش صحبت کنند، گویا ذلت دو سه سال پیش را فراموش می کنند.

ببینید، من هم چندان موافق احمدی نژاد نیستم و احتمالاً دلایل خیلی محکمتر و بهتری برای مخالفت با احمدی نژاد دارم، اما این کار را می پسندم و مدام نق نمی زنم. امیدوارم دوستان هم متوجه بشوند یکی از بزرگترین اشتباهها، پیش داوری در مورد کارهای افراد است. اصلاً منظور این نیست که بگویم احمدی نژاد، اشتباه نداشته است، اما باید بپذیریم در کل از خاتمی بهتر بوده است. حداقل در سه مورد زیر:

  1. موضوع هسته ای
  2. غرور ملی
  3. برقراری ارتباط با همه مردم ایران

خلاصه اینکه می خواهم روزی را شاهد باشم که دوستان هم بپذیرند اشتباهاتی داشته اند و مخالفانشان نیز محاسنی دارند.

مطمئناً انجام کارها به صورت ناگهانی مانند تعطیلی روزهای قبل و بعد از عید فطر، ساعت کاری بانکها، ساعت کاری در ماه رمضان، بی برنامه بودن در اجرای کارت هوشمند سوخت که باعث مدتها دلهره مردم شده بود، دادن وعده های خالی و بیهوده به مردم، سوق دادن مردم به آرزوها، فرار از پاسخگویی واقعی به پرسشهای رسانه ها، جعل آمار، باند بازی و عدم همکاری با مخالفین (به خصوص با همشهری مان، قالیباف!) و .... و .... و البته بسیار بیشتر از اینها اصلاً خوب نیست. اما پیش داوری در مورد کارهای افراد به خاطر تصوری که ما از آنها داریم، هم کار بدی است.

خلاصه اینکه امیدوارم نصیحت امروز من را با گوش و جان بپذیرید! بپذیرفتید، هم نپذیرفتید! چقدر نوشتن کلمه "پذیرفتید" سخت است!

گویا من در مورد سایت جدید بازتاب اشتباه کرده بودم

سایت فردا بسیار شبیه سایت بازتاب قبلی بود، اما امروز سایت تابناک را کشف کردم که هم شبیه تر است و هم اسمش شبیه تر!

سه هاشمی

سه نفر هستند به نام های هاشمی، هاشمی و هاشمی! که به ترتیب! در شهرداری، مترو و وزارت کشور مسئولیت وسایل نقلیه عمومی را دارند (البته به غیر از دومی که رئیس مترو است!)

یاد رکسانا و رکسانا افتادم!

برگزاری الکترونیک انتخابات هشتم مجلس

امروز تبلیغ سایت برگزاری انتخابات هشتم در تلویزیون را دیدم. سری هم به سایت زدم. یک کار آنها جای تقدیر دارد و آن اینکه این بار حاضر شده اند قبل از انجام هر کاری، آنرا بررسی کنند!

به هرحال از همه خواسته شده برای بررسی توان عملکرد کارگزارها، روز پنجشنبه از ساعت ۱۰ تا ۱۲ صبح در این سایت کارهای خاصی را انجام دهند. من هم از همه شما می خواهم به این سایت بروید حتی قبل از آن روز و ساعت

البته این سایت نیز بسیار ضعیف است. مثلاً جای که می خواهید سال را انتخاب کنید، قادر نیستید به صورت کامل سالهای وارد شده را ببینید. همچنین چینش بسیار ضعیف عناصر و نیز زشت نقطه ضعف دیگر است. علاوه بر این همکاران (!) تایید می کنند، ترتیب دسترسی به قسمتهای مختلف پرسشنامه با دکمه TAB یکی از مهمترین ریزه کاریهای طراحی وب است. علاوه بر این بعضاً غلط های املایی نیز دیده می شود و باز اینکه تقریباً هیچ صفحه ای عنوان دارد.

در پایان دو نکته را خاطر نشان می کنم

  1. هیچ کاری نباید با عجله انجام شود
  2. تنها نباید با دید فنی کار را انجام داد

فرصتهایی که از دست رفت

در این چند ماهه اخیر دو فرصت ناب و استثنایی را از دست دادم، اول دعوت به یک افطاری بسیار مهم بود و دوم حضور در نمایشگاه مطبوعات. (که دوستان حتی غرفه را آماده هم کرده بودند)

امیدوارم بیشتر خوش شانس باشم

انتشار مقاله "چرا دامنه‌هاي «دات ايران» مشتري ندارند؟"

امروز مقاله من تحت عنوان "چرا دامنه‌هاي «دات ايران» مشتري ندارند؟" در سایت ایتنا منتشر شد. برای خود من هم بسیار جالب بود که این مقاله در صفحه اول به عنوان مهم ترین موضوع منتشر شده است.

بنابراین تصویر زیر را به عنوان مدرک گرفتم!

پیشنهاداتی برای طراحی آرم وزارت اطلاعات

امروز چقدر موضوع جذاب برای اضهار فضل وجود دارد! این چهارمین مطلبی است که می نویسم!

وزارت اطلاعات، بعد از چندین سال تصمیم گرفته آرم خود را طراحی کند. لذا با توجه به مخفی بودن کار آنها، می توان یک نقطه سیاه را به عنوان نشان در نظر گرفت! شاید هم علامت ؟ بد نباشد. مثلاً علامت ؟ در میان یک ستاره 8 پر ایرانی!

البته زیباترین طرح همه نشان الله جمهوری است. همه چیز را به خوبی نشان می دهد. زیرش هم بنویسند وزارت اطلاعات کاری که احتمالاً تا به حال انجام می داده اند!

بحرین، یکی از استانهای ایران و یکی دیگر از اشتباهات جبران ناپذیر احمدی نژاد

اگرچه من در خیلی موارد با حسین شریعتمداری عزیز مخالفم، و اگرچه سرمقاله چند ماه پیش کیهان را در این مورد نخواندم، اما اگر موافق الحاق مجدد بحرین به ایران باشد، با آن موافقم!

شنیده ام که رئیس جمهور قرار است چند ساعتی که بحرین سفر کند. صرف نظر از اینکه این سفر چقدر برای اعتبار بحرین مناسب است، می خواستم نکات زیر را متذکر شوم:

  1. وقتی رئیس جمهور به این کشور سفر می کند، یعنی کیهان چرت نوشته!
  2. بحرین به صورتی همانند جدا شدن تایوان از چین، از ایران توسط انگیلیسیها و آمریکائیها جدا شد
  3. شاه، عنصر مهمی در این واگذاری ننگین بود.
  4. بحرین بعد از ابوموسی و امارات (نزدیک تنگه هرمز)، شاید مهترین قسمت خلیج فارس برای ایران باشد. بحرین بین دو دماغه قطر و عمان است
  5. اکثر جمعیت بحرین شیعه هستند
  6. اکثر جمعیت بحرین ایرانی هستند

بحرین باید به ایران بازگردد اما نه با زور که با خواست مردم آنجا. اما از سفر رئیس جمهور که فکر می کنم برای دلجویی باشد، چندان راضی نیستم.

من گفتم! دگر ایشان دانند!

دعوای دو آبی و بازهم اخلاق غیر حرفه ای

کسانی که با فوتبال آشنایی دارند می مانند از چند ماه قبل از شروع جام جهانی 2006، تمامی افراد فدراسیون فوتبال انگلستان، شخص اریکسون و تمامی مردم انگلستان و حتی جهان از اینکه قرارداد اریکسون چه زمانی خاتمه می یابد و این قرارداد تمدید نخواهد شد و حتی جانشین حتمی وی اطلاع داشتند! 
حالا مقایسه کنیدبا تیم استقلال تهران که چندین روز است معلوم نیست چه کسی مربی است؟، چه کسی قرار است مربی شود؟ چه کسی سخنگو است؟ با چه کسانی برای مربیگری صحبت شده؟ و ...
در این حین این تیم به صورت کاملاً غیر حرفه ای و به صورت خودمانی تر، کاملاً ایرانی با مربی یک تیم دیگر مذاکره کرده است! مربی هم که فیروز کریمی باشد، خوشش آمده و با یک رفتار کاملاً غیر حرفه ای بدون اینکه اصلاً به تیم استقلال اهواز توجه کند، راهی تهران شده است. اصلاً انگار نه انگار که برای این تیم چند میلیون خرج شده، چندین هزار هوادار دارد و ...
اصلاً به عدم پاس شدن چکهای فیروز کریمی کار ندارم. حتی اگر واقعاً ادامه حضور در استقلال تهران برایش غیر ممکن بود، بهتر بود چند هفته قبل این موضوع را خیلی رسمی به فدراسیون و سرپرست تیم اعلام می کرد، تیم هم با صدور یک اعلامیه شفاف، این موضوع را به اطلاع هواداران و مردم می رساند. در این صورت تیم می دانست که از فلان روز باید مربی دیگری داشته باشد.

اما دریغ که اخلاق غیر حرفه ای در ایران نهادینه شده است!

تنظیم متن قرارداد در پاکستان!

نمی دانم اوضاع در پاکستان چطوری است، اما گویا باید چندان امن نباشد. در همین زمان، هیاتی از ایران برای نهایی کردن متن قرارداد صادرات گاز به پاکستان رفته اند!

ایران چه اصرار عجیبی برای فروش گاز به پاکستان دارد. نژاد حسینیان که از چند سال قبل (البته با وقفه چند ساله) مسئول این مذاکرات بود و حالا کنار گذاشته شده است، گفته که ایران گاز را حدودا 40% ارزانتر می فروشد. البته دقیقاً یادم نمانده.

یک برنامه برای اطلاع همیشگی از تاریخ امروز

یکی از مشکلات بزرگ من همیشه این بود که "امروز چند شنبه و چندم است؟" بالاخره بعد از سالها! انتظار، امروز چند ساعتی را صرف حل این مشکل کردم. به این نحو که یک مبدل نوشتم و به صورت html در میز کار رایانه ام (Desktop) گذاشتم!

شما هم می توانید فایل زیر را دریافت کرده و به صورت زیر در میزکار خود قرار دهید:

ابتدا باید فایل را از نشانی http://www.behzadian.com/Tools/PersianTodayDesktop/PersianTodayDesktop.zip دریافت کنید. سپس، فایل ZIP را باز کنید. پس از با کلیک راست برروی میزکار خود، گزینه مشخصات (Properties) را انتخاب کنید.

در پنجره به نمایش در آمده سربرگ "میزکار" (Desktop) را انتخاب کرده و در این صفحه گزینه "چیدن میزکار" (Custokmize Desktop) را انتخاب کنید.

از پنجره باز شده، سربرگ وب "Web" را انتخاب کنید و پس از آن از پنجره باز شده دکمه "جدید" (New) را بزنید:

در پنجره باز شده، با استفاده از دکمه "مرور" (Browse)، فایل PersianTodayDesktop.htm (که پس از بازکردن فایل دریافت شده، ایجاد می شود) را انتخاب کنید.

البته اگر شما دائماً متصل هستید، می توانید نشانی http://www.behzadian.com/tools/PersianTodayDesktop/today.htm را به جای فایل انتخاب کنید. در این صورت چنانچه در آینده ویرایش هایی در این صفحه انجام پذیرید، شما به صورت خودکار از آن می توانید استفاده کنید

 پس از آن دکمه "خایلخب" (واژه پیشنهادی من به جای "OK" !) را انتخاب کنید. این فرآیند را برروی تمام پنجره های باز شده تا بسته شدن تمام پنجره ها ادامه دهید. اینک شما باید در میزکار خود تاریخ هجری شمسی را ببینید!

اینجوریاست دیگه! کوزه گر از کوزه شکسته آب میخوره و ماهم اگرچه مثلاً برنامه نویس هستیم ولی ...

برنامه صبح بخیر ایران، بعد از چند سال

امروز برای اولین بار طی چند ماه گذشته و شاید طی چند سال گذشته چند لحظه، صبح بخیر ایران را دیدم. متاسفانه دیگر از آن روزهای اوج اولیه اش خبر نیست. البته حدود جند سالی می شود که دیگر برنامه صبح بخیر ایران جذابیت خود را از دست داده.

دلایل زیادی برای عدم جذابیت این برنامه وجود دارد. به نظر می آید کهنگی برنامه چندان به نظر تهیه کننده مهم نیست. شاید بتوان گفت تنها تغییری که طی این چند سال رخ داده آمدن مجری های بی سواد و کم تجربه و البته لوس و بی نمک است. اما هیچ خبری از طراحی دکور جدید (اصلاً دکوری وجود دارد؟!)، طراحی برنامه جدید، کلیپ جدید و ... نیست.
این برنامه همزمان با برنامه خانواده تاسیس شد. اما برنامه خانواده هم اکنون از زیباترین برنامه های شبکه یک است در حالی برنامه صبح بخیر ایران چندان دارای بیننده نیست. به تازگی هم که برنامه فوق العاده "مردم ایران سلام" شبکه دو باعث کمتر شدن بینندگان شده است!

قبلاً این برنامه شاهد حضور واحدی بود که خودش یک تنه به اندازه چند مجری می توانست برنامه را بگرداند، با سفرنامه صبا جذابیت فوق العاده ای به این برنامه داده بود. مدتی هم شهیدی فرد (همشهری خودمان و رقیب فعلی برنامه) در این برنامه حضور داشت. اما دیگر از آنها هیچ خبری نیست

یک تفاوت بسیار کوچک ولی بسیار مهم بین Internet Explorer و فایرفاکس

هنگام استفاده از دکمه Go در فایرفاکس، واقعاً این عمل انجام می شود ولی در Internet Explorer خیر!

برنامه نویسان معمولاً با استفاده از این دکمه دوست دارند نسخه جدید صفحه مورد نظرشان را ببینند. اما در IE، صفحه Cache شده به نمایش در می آید که متغیرهای POST شده به آن همچنان وجود دارند که البته اصلاً به ذائقه برنامه نویسان خوش نمی آید

اگر جام جم را به صورت الکترونیک می خوانید

چنانچه شما هم مثل من علاقه دارید خروجی RSS روزنامه جام جم را مطالعه بفرمائید، حتماً دقت کرده اید که ماههاست دامنه jamejamdaily.com منقضی شده است! ولی نشانی صفحات در RSS در این دامنه است. به عنوان مثال سری به نشانی زیر بزنید:

http://www.jamejamdaily.com/shownews2.asp?n=219586&t=nuc

چندین بار در این زمینه به مسئولین روزنامه جام جم نامه الکترونیک ارسال کرده ام. اما گویا از بودن در فضای اینترنت، فقط واژه online را بلدند!

آخر و عاقبت دل و قلوه دادن

شاید بعضی ها درباره رابطه خداداد عزیزی و ناصر شفق چیزی ندانند. اما آنها که ابومسلم را دوست دارند می دانند این تیم طی چند ماه گذشته توسط خداداد عزیزی مربیگری می شد. رابطه غیر کاری و صمیمانه خداداد و شفق باعث شده بود که مرزهای کاری بین آنها شکل نگیرد و واقعاً وارد وادی تعارف شدید شوند. چند هفته پیش بعد از یک مسابقه خداداد گفته بود "من را آقای شفق باید اخراج کند که حالا حالا ها اینکار را نمی کند"! (البته نقل به مضمون)
دیدید که اینکار شد و متاسفانه به بدترین شکل ممکن هم شد. خداداد واقعاً برای مربیگری پولی دریافت نمی کرد. می بینید، به همین راحتی روابط غیر کاری از بین می رود. اگر اینجا یک رابطه اساسی کاری بود، خداداد به جای این طور صحبت کردنها و در فضایی سالم، باید بعد از هر بازی گزارش می داد و اعلام می کرد که چرا نتیجه بازی اینطور شده (چه برد و چه باخت)، مشکلات خود را مطرح می کرد و برنامه زمانی برای طرحهایش می داد. مطمئناً در چنین شرایطی همه راضی تر بودند.
بماند که بسیاری از روابط کاری نیز به دلیل عدم وجود راحتی در انتقال همین مفاهیم و برقراری روح سخت کاری، از بین می روند. باید در همه جا متعادل بود. اگر کسی اضافه کاری می کند، باید تاثیر آنرا در حقوقش را نیز ببیند و بالعکس اگر کارفرمایی به کارمند خود پرداختی کرده است داری باید اشتیاق وی به کار را ببیند.

چند روزی نبودم

در این چند روز که برای چند کار به دو شهر سفر کرده بودم اتفاقات زیادی افتاد. از جمله عزل یا استعفای لاریجانی، انتشار مصاحبه قالیباف، تحریم های جدید آمریکا، پی بردن به فیلتر شدن سایت الف در اصفهان و ...

خداوند آخر و عاقبت ما را به خیر کند. خیلی دلم می خواهد برای چند مطلب بنویسم اما دریغ از وقت! باشد برای بعد.

فردا هم دارم برای چند روزی می روم سفر.