سلام. می دونید از بین رفتن یعنی چی؟ من امروز از بین رفتم!
امروز آبروم جلوی 2 نفر رفت. دنیا را می بینید:
امروز بانک ملی خراب بود! (کاشکی می گفت خراب است) و دو نفر نتونستند برای من پول بفرستند! تقریباً مجبور شدم دستی بگیرم یکی از تهران و دیگری گناباد و من کجا، مشهد!
بگذارید اصل داستان را بگویم، قرار بود برای یکی از کاندیداها پیامک بفرستیم، هر چقدر دیروز سعی کردم کار را تمام کنم، نشد که نشد. وقتی سه تا شماره موبایل را بارها بگیری و هر بار به هر دلیل (مشغول بودن کاربر، شبکه، بیرون از محدوده آنتن دهی و ....) نتونی باهاشون ارتباط برقرار کنی این میشه دیگه!
بعد هم اینکه تو سه تا تلفن داشته باشی و در حین صحبت با یکیشون دیگری زنگ بزنه (چند بار) و قاتی کنی!
بعدی اینکه یکی از گوشی هات که اعتباریه در وسط مکالمه اعتبارش تموم بشه
بعدی اینکه نیاز به پرینتر و اسکنر داشته باشی و اون هم نباشه
بعدی اینکه به متن پیام گیر بدهند (این بنده خداها که مجبورند)
بعدی اینکه در تمام این حالات یک بنده خدایی از یک جای دیگری، بخواهد چند هزار تا پیامک براش بفرستی و تو شارژ نداشته باشی!
و بعدی اینکه اونهم خیلی فوری بخواد
و بعدی اینکه اونهم مشکل واریز داشته باشه!
بعدی اینکه روز برادرت رو خراب کنی!
و بعدی اینکه روز اون بنده خدای کارمند رو هم خراب کنی!
و بعدی اینکه آبروت جلوی چند نفر بره!
و بعدی اینکه نتونی به کارهات برسی
و آخری اینکه سایتی با چند هزار کاربر، الان تقریباً بی شارژ مونده (البته تا چند دقیقه دیگه دوباره شارژ میشه)
از هم مهمتر هم اینکه چون سرت شلوغه قیمتی بدی که ضرر کنی!!!!!!!!!!!!!!!!!!

پی نوشت
و بعد از نوشتن این متن، در حالی که دیگر مطمئن هستی کارها به خوبی پیش می رود، خیلی راحت و آروم، وسایلت رو برداری، در دفتر رو ببندی، بری پایین، قدم زنان به سمت ایستگاه اتوبوسی که بروی که اتوبوس آماده در آن است، فقط چند نقر نشسته اند، خیلی آرام به سمتش بروی و باید یکهو ببینی اتوبوس راننده دارد، سریعتر بروی و قبل از آنکه برسی اتوبوس بی توجه به تو راه بیفتد و تو هر چقدر سعی کنی، نبیندت!
بعد از آن ناگهان یادت بیاید شماره ای فردی که را مسئول بقیه کارها است نیاورده ای!
و بعد وقتی سوار یک اتوبوس دیگر می شوی، در حالی که هیچ تعادلی نداری (و البته داری بلیط می دهی) یکهو موبایلت زنگ بخورد و نتوانی جواب دهی (تنها با اختلاف 1 ثانیه!)