تضادی دیگر و اینبار نه بین تیم قطبی و پرسپولیس، بلکه بین تیم ملی و تیم دائی
فدراسیون فوتبال که با دخالتهای خیرخواهانه ولی بدردناخور فیفا و طی یک فضاحت تاریخی، به آقای کفاشیان رسید فقط کمی بدتر از دوران سابق (دادکان) در انتخاب سرمربی عمل کرد و علی دائی، مغرورترین و بی سوادترین فرد ممکن را به عنوان سرمربی انتخاب کرد. کسی که تنها چند روز قبل به صراحت، داشتن لابی را شرط مربیگری تیم ملی دانسته بود.
غرور برای مربی چیز خوبی است، اما به شرطی که دانش مربیگری را داشته باشد، به شرطی که فرد بر غرورش مسلط باشد و نه غرور بر فرد. متاسفانه دائی حالت دوم را دارد.
قبول دارم که مهدوی کیا، علی کریمی و هاشمیان، دیگر کمی پیر شده اند، اما هنوز به سن دائی نرسیده اند!
بنابراین کنار گذاشتن آنها همانطور که بر همگان واضح است، نه دلایل فنی که به همان دلیل غرور کاذب است
حالا من گیر کرده ام بین اینکه تیم ملی ببرد یا تیم دائی ببازد، شخصا علاقه داشتم کسی در حد و اندازه های تیم ملی، مربی آن شود مثلا قطبی، یا حتی فیروز کریمی نه دائی که ........
بماند
اگر چه دوست دارم تیم ملی ببرد اما برد تیم ملی ضعفهای مفرط دائی و فدراسیون را می پوشاند، کاری که در زمان برانکو شد. و البته بهانه ای می شود برای کوبیدن مخالفان (و نه انتقاد از مخالفان!)
به هر حال این تیم، چندان ملی نیست چرا که بیشتر شبیه سایپا است و ایکاش از تیم چهارم هم حداقل یک بازیکن می بود تیمی که قهرمان نیم فصل دوم بود