ما ته پیش بینی هستیم!
آن روزی که این خبرنگار جسور (که البته شما می توانید بخوانید بی ادب) برنامه چراغ خاموش رفت توی آتلیه ها و به زور تا ته همه جا را البته به چشم برادر خواهری و پدر مادری دید، ما به همه گفتیم که "این رسمش نشاید" و گفتیم که این کار دردی را که نیست درمان نمی کند و گفتیم فقط یک نفر (از بانوان) ناراضی بود و غیرت به صدایش آمد (آنهم کم)
گفتیم سری را که درد نمی کند دستمال نمیبندند. اما کردند هر آنچه که کردند، رفتند، ریختند و همه را به همه نشان دادند تا شاید از نوامیس مردم دفاع کنند!
آنروزی که ما نظرات خیرخواهانه و منتقدانه خود را فرمودیم، افرادی از جامعه نسوان از ما دلگیر شدند و گفتند "خواندیم آنچه نوشته بودید و ... اما ما راضی نیستیم"
حال دیدید ما درست می فرمودیم؟ اگر ندیدید، ببینید!
گفتیم سری را که درد نمی کند دستمال نمیبندند. اما کردند هر آنچه که کردند، رفتند، ریختند و همه را به همه نشان دادند تا شاید از نوامیس مردم دفاع کنند!
آنروزی که ما نظرات خیرخواهانه و منتقدانه خود را فرمودیم، افرادی از جامعه نسوان از ما دلگیر شدند و گفتند "خواندیم آنچه نوشته بودید و ... اما ما راضی نیستیم"
حال دیدید ما درست می فرمودیم؟ اگر ندیدید، ببینید!
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم مرداد ۱۳۸۷ ساعت 19:47 توسط حسن بهزادیان
|