با تمام احترامی که برای آقای بیل گیتس قائلم، اما ........!


بالاخره رستارت کنم یا نه؟!

کامنتهای پای صحبت احمدی نژاد

در هر سایت خبری که سخنان آقای احمدی نژاد منتشر شود و امکان درج توضیح یا کامنت را داشته باشد، بحث به راه می افتد و البته همیشه یکی از جالبترین بخشهای خبر، بخش نظرات کاربران است
امروز سخنرانی رئیس جمهور در قم در سایت عصر ایران، دارای نظرات زیاد و جالبی بود. یکی به اصلاح طلبان فحش داده بود و سایت کاملا بی طرف (!) هم که به دلایل رعایت عفت جامعه همه پیامها را نمایش نمی دهد، به طور کامل نمایش داده بود! (البته شاید یک کمیش را هم سانسور کرده بود)
دیگری در پاسخ به آقای رئیس پیرامون عدم اعلام نام کشته شدگان حادثه 11 سپتامبر، نشانی سایت حاوی نام کشته شدگان را آورده بود که البته فیلتر بود! شاید آقای رئیس جمهور هم به دلیل فیلتر بودن، نتوانسته اند از این فهرست مطلع شوند!
بعضی در مورد مافیا نوشته بودند که خلاصه آن می شود اینکه یا مافیا وجود ندارد و دولت نمی تواند که وا اسفا و یا وجود ندارد و دولت دارد دروغ می گوید و بی عرضگی هایش را به گردن آنها می اندازد که باز هم وااسفا
و خلاصه اینکه نه تنها خود رئیس جمهور پر حرف و وراج است، بلکه این وراجی و بالطبع بی عرضگی ایشان، همیشه باعث بحثهای جالبی می شود
شما هم می توانید با رجوع به اولین سایت خبری و اولین خبر (که معمولا چون رئیس جمهور هر 5 دقیقه در یک جا دارد سخنرانی می کند، همیشه یکی از سخنرانی هاش توی صفحه اول هست!) از نظرات کاربران مطلع شده و حالشو ببرید!

پیوند به این سخنرانی

این هم شاهکار جدید روزنامه خراسان!

در مقاله ای که در مورد یک کامپایلر است، از مطلبی که چند روز قبل در روزنامه و در یک جای دیگر استفاده شده است، نقل شده!!!




روزنامه خراسان ما به سوتی دادن های وحشتناک معروف است. مثلا چند سال پیش خبری به این مضمون منتشر کرد که "در ماه گذشته در فلان جا، 600 نوزاد متولد شده بودند. 300 تا پسر، 250 تا دختر"! یا اینکه حقوق یک کارمند حدود 500.000 هزار تومان است. بعضا به جای هزار، میلیون هم نوشته می شود! و .....

باشد تو را با تختی مقایسه نمی کنیم!

  1. حسین رضا زاده عزیز، تو پول کمی در نیاوردی، من هم با تبلیفات تو مخالف نیستم (من اصلا با اصل تبلیغات موافق هم هستم). اما می گویم خودت را ارزان و به هرجایی و به هر شکلی نفروش.
  2. تو که امروز بزرگ روی سینه ات اسم حضرت ابولفضل را می نویسی، می دانی تختی نمی نوشت؟
  3. امروز وقتی دیدم توی مسابقه تلویزیونی نمی دانی اصحاب کساء به چه کسانی می گویند، به این نتیجه رسیدم که تو هم مثل تقریبا بقیه شور برت داشته است! وگرنه من که ........ می دانستم.  چقدر شهیدی فرد وقتی که در مدینه بود قشنگ گفت که مظلومیت ائمه در قبرشان نیست که در ناشناس ماندن حتی در بین شیعیانشان است
  4. گفتی که با تختی مقایسه ات نکنیم. چشم از این به بعد تو را بقال سر محله مان مقایسه می کنیم، شاید هم با کس دیگری. فقط بدان که خودت خواستی

افتخاری دیگر به افتخارات وزارت فناوری (قطع) ارتباطات و اطلاعات افزوده شد!



البته باید گفت وزارت قطع ارتباطات و قطع اطلاعات!

چقدر سخت است

چقدر سخته که جایی که همه دروغ می گویند تو راست بگی و کسی باور نکنه

ایسنا در فهرست سایتهای بد گوگل!

امروز می خواستم یک خبر را از ایسنا بخوانم که میزکار گوگل (Google Desktop) تصویر زیر را به من نشان داد:



به هرحال در اثر گزارش اشتباه یا عمدی فرد یا افرادی سایت ایسنا توسط گوگل به عنوان یک سایت مخرب معرفی شده است. شاید هم ایسنا واقعا سایت مخربی باشد، مثلا ممکن است در آن از اشیائی استفاده شده باشد یا اسکریپتی کار شده باشد که توسط گوگل سایت مخربی تشخیص داده شده است.

قابل توجه کسانی که کامپیوترشان ویروسی شده است

بعضی از ویروسهای کامپیوتری به شما اجازه دسترسی به folder options را نمی دهند. این ابزار به شما امکان تنظیم explorer برای نمایش فایلهای مخفی را می دهد. اگر رایانه شما هم به این درد مبتلا شده است، کافیست وارد registery ویندوز شده (با نوشتن regedit در run در start menu) و سپس مسیر زیر را طی کنید:
HKEY_CURRENT_USER/Software/Microsoft/Windows/CurrentVersion/Policies/Explorer

در اینجا شما یک شمایل (آیکن) آبی رنگ می بینید که نوشته است "Nofolderoptions" روی این کلمه رفته و دکمه enter را بزنید. مقدار آن را به صفر تغییر دهید. سپس برنامه Explorer را مجددا راه اندازی کنید (ویندوز را restart کنید)
از این پس شما می توانید Folder Options را ببینید!
البته برای دیدن فایل مخفی نیازی به Folder Options ندارید بلکه با این ابزار راحتترید!
شما می توانید وارد برنامه کامند (با نوشتن cmd در run در start menu) شده و با استفاده از دستور
dir /ah
فایلهای مخفی را ببینید. برای آشکار کردن فایلها دستور زیر را اجرا کنید:
attrib filename -h -a -s -r

h: فایل را آشکار می کند، -a فایل را از حالت آرشیو یا بایگانی خارج می کند، -s فایل را از حالت سیستمی خارج می کند و -r فایل را از حالت فقط خواندنی (رید اونلی read only) خارج می کند. برای اینکه یک فایل را مخفی کنید کافیست علامت منها (منفی) را مثبت کنید

فقط برای چند صد تومان پول؟

مشهد برخلاف تهران دارای دو نوع سیستم برای محاسبه کرایه تاکسی هاست. روش اول "هر طوری که دل راننده خواست" نام دارد و روش دوم "تاکسی متر"
در روش اول هر قدر راننده پر رو تر و مسافر بی سر و زبون تر و ناآشنا تر باشد، کرایه بیشتری گیر راننده خواهد آمده و از جیب مسافر می رود. علی الخصوص در این ایام که حدود چند میلیون زائر در مشهد هستند.
امروز (همین چند دقیقه پیش) یکی از این راننده ها هم بنده و سایر همراهان را بلانسبت شما احمق فرض کرده بود و ...
اعتراض کردم و بالاخره با سروصدای خاصی حقم را گرفتم (و البته حق او را هم که باید یادم باشد به جایش صدقه بدهم!)
اما خیلی دلم می خواهد بگویم پولهای خیلی بیشتر از این را به راحتی می دهم، اما این موارد را نمی توانم نادیده بگیرم چرا که مسئله اصلاً چند صد تومان پول نیست. مسئله اینست که آدم احمق فرض می شود
مطمئناً اگر ایشان که اتفاقا تاکسی بود، تاکسی مترش را می زد، هر قدر محاسبه می شد، هم ایشان خیلی راحت می پذیرفت و هم من خیلی راحت پرداخت می کردم. چرا که معتقدم حق را باید بدون چون و چرا پرداخت. اما نمی دانم چرا وقتی کسی من را احمق فرض می کند، به هیچ وجه نمی توانم تحمل کنم!
شما چطور؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
------------------------
مدل تاکسی متر مشهد از تهران بسیار بهتر است، هرچند مدل اول در تهران نیز در مسیرهای غیر خطی کاملا رایج است و البته کمی هم در مسیرهای خطی!

دست گل جدید دیپلماسی فعال دولت احمدی نژاد!

بعد از حضور قدرتمندانه رئیس جمهور در اجلاس کشورهای خلیج عربی (و البته بعد از ماسمالی، کشورهای عربی خلیج)، زیر عبارت "خلیج عربی" و صدور بیانیه پیرامون جزایر ایرانی ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک، و .... این بار  ایشان در اجلاس سران کشورهای اسلامی با نماینده آمریکا(!!!!!!!!!!) پشت یک میز می نشینند!
احتمالا در این اجلاس از اقدامات اسرائیل در مبارزه با تروریسم تقدیر هم خواهد شد!

آخر Copy Paste!

آخر Copy Paste!

این کشف را یکی از دوستان انجام داده بود و عکسش را هم برای من فرستاده بود اما از روی سایتش برداشته است!
شرکتی که این نرم افزار را تولید کرده است (بانکداری الکترونیک)، ابتدا برای بانک صادرات نصب کرده و بعد نسخه نصب شده برای صادرات برای بانک ملی هم (با Copy Paste!) نصب کرده. نتیجتاً اینکه گوگل هم صفحه بانک ملی را همانگونه که از نشانی اش پیداست، با عنوان بانک صادرات Cache کرده است!
بانک صادرات را در گوگل بجوئید!

برنامه "مردم ایران سلام" تمام شد؟

چند روز پیش شنیدم که شهیدی فر به معتضد گفت "هفته آینده آخرین بخش بازخوانی تاریخ در این برنامه خواهد بود" اما من فکر کنم که گفته در این سال آخرین بار خواهد بود.
امروز هم در کمال ناباوری شنیدم که گویا "مردم ایران سلام" فقط تا پایان سال پخش می شود. این درست که خیلی ها دیگر نیستند و البته هر کدام دلیلی دارند، اما این برنامه تازه داشت به صورت یک عادت در می آمد. اینکه من در طی 2.5 ساعت، حاضر نمی شدم شبکه را عوض کنم، فقط یک دلیل داشت و آنهم اینکه "دلیلی برای دیدن برنامه دیگری غیر از مردم ایران سلام نداشتم!" همه چیز داشت، موسیقی، مصاحبه، کارشناس و همه اینها در بهترین وضعیت ممکن
اما چه کنیم دیگر

بعد از بازتاب، حالا عصر ایران، فردا کجا؟

واقعاً چه کار داریم می کنیم؟ آیا با فیلتر کردن، چه کاری می خواهیم بکنیم؟ تا کی می خواهیم دور خودمان دیوار بکشیم؟ تا کی قرار است سر خودمان را با آمارهایی که خودمان به دروغ نوشته ایم، گرم کنیم. تا کی قرار است فکر کنیم "ایران رشد خوبی در زمینه دولت الکترونیک کرده است".
تا کی قرار است دروغهای خودمان را فقط به دلیل ترس از کار کردن باور کنیم؟
بی بی سی، گویا، روز آنلاین (که واقعاً مزخرف می نویسد)، بالاترین، دنباله، بازتاب، دهها، صدها و بلکه هزاران وبلاگ، و .... را فیلتر کردیم. آیا حتی اندکی از مشکلات جامعه ایران حل شد؟ آیا توانستیم به پای دوبی هم برسیم؟ آیا حتی اندکی مردم سالم شدند؟ (اگر قبلش ناپاک بودند)
آیا اینکه هر روز می گوییم ضریب نفوذ اینترنت در ایران فلان قدر است، خودمان را استحمار نکرده ایم؟ دوستان قبل از اینکه من کامپیوتر داشته باشم در برزیل انتخابات به شیوه کاملا الکترونیکی انجام شد. حالا و بعد از این همه سال، برای برگزاری یک نیمچه انتخابات الکترونیکی و آن هم به صورت آزمایشی، می خواهیم کل اینترنت نداشته مان را قطع کنیم.
طنز روزگار را می بینید. ما که زمانی به اروپائیها می فهماندیم آب سرد گواراتر است (دانش خودمان را به رخ نمی کشم، حماقت آنها را یادآوری می کنم) حالا چه شده است که به این فلاکت افتاده ایم؟
همه مردم مقصرند، تو که داری این مطلب را می خوانی، من که دارم این مطلب را می نویسم، همه و همه و همه ما مقصریم.
حالا که "عصر ایران" را فیلتر کردیم، بعداً کجا را فیلتر می کنیم؟ شاید اصلاً کار را برعکس کنیم. کلاً چند تا سایت را باز بگذاریم و بقیه را ببندیم. این جوری هم اینترنت ملی داریم، هم ملت با شعور

تلویزیون کاملا بی طرف

امروز تلویزیون دو تا گزارش جالب داشت
در گزارش اول، آمار حضور مردم در دوره های مختلف انتخابات مجلس را اعلام کرد دوره ششم، 67 درصد و دوره هفتم 51 درصد
در گزارش دوم، گزارشگر (محقق!) اعلام کرد مردم در انتخابات دوره ششم 7-8 درصد کمتر از دوره پنجم شرکت کرده اند. جند دقیقه بعد هم در تحلیل دوره هفتم گفت که مردم 24 میلیون شرکت کرده اند. اصلاً نگفت که گویا در دوره هفتم 17 درصد (طبق آمار رسمی) کمتر شرکت کرده اند در حالی که چون دوره ششم را دوست نمی دارند آنچنان بیان می کنند که اولا:
- 67 درصد رقم کمی است (اما 60 درصد حادثه عظیم سوم تیر 84 را رقم می زند!)
- گویا 51 درصد دوره هفتم آنهم پس از تمام رد صلاحیتها یک حضور عظیم بوده است

تازه این 51 درصد از عددش معلومه چند درصد بوده! شاید واقعاً 30 درصد

و یک اشتباه دیگر؛ سپردن تیم ملی به یک جوان جاه طلب و بی تجربه به اسم علی دائی

همه ما علی دائی را می شناسیم، کسی که همه می دانیم به هر حال بازیکن موفقی بوده، بگذریم از اینکه تقریبا همه ما مطمئن هستیم اگر گلهای او به ماکائو و چین تایپه نبود، نه رکرد گلزنی جهان شکسته نمی شد و نه حتی رکورد ایران.
اما در مورد علی دائی تنها این رو نمی توان گفت، اینکه که او در کار مربی دخالت می کرد هم یکی از شایعاتی است که گفته می شود. البته با توجه به شخصیت بی عرضه برانکو من تقریباً مطمئنم.
خلاصه اینکه مربی که با میلیاردها تومان پول و سرمایه و اختیار تام، هنوز نتوانسته سایپا را به جایی که در خور نامش است بیاورد، (مطمئناً) با لابی گری شد مربی تیم ایران
کسی که خیلیها معتقدند اگر در جام جهانی به جایش یک مترسک گذاشته بودیم بهتر بود، با پشت سر گذاشتن نامهایی چون افشین قطبی، امیر قلعه نوعی، مجید جلالی، پرویز مظلومی و ... (در داشتن عامل) شد مربی تیم ملی
منتظریم ببینیم ایشان چه گندی می زنند(؟)

خدایا! چرا؟

وقتی قرار باشد کاری انجام نشود، زمین و زمان را هم که به هم ببافی نمی شود.
قضیه ارسال sms تبلیغاتی برای یکی از مشتریان ما هم همینطور شده است! تقریباً تمام دردسرهایی که در مطالب قبلی نوشته ام را اضافه کنید به اینکه اینترنت قطع شود، لینک sms مخابرات به مشکل بر بخورد، سرور یا همان کارگزار به نحو بی سابقه ای و تقریبا بدون دلیل کند و آهسته شود، اما تمام اینها هم که حل شود (یا اگر امکانش باشد، زیر آبی بروی) باز هم مشکل از شرکت واسط باشد که بی هیچ دلیلی، برنامه اش کار نکند
من که دیگه حرفی ندارم، ما تسلیم! دیگه من زیاد به دنبالش نیستم، اونهم وقتی که بعد از این همه زحمت و ضرر مالی، به دزدی هم متهم شوی
البته خدا می داند که شاید 100 برابر دیگر مشتری ها، هم برای این دوستمون کار انجام دادم، راستش من برای بقیه کار خاصی نمی کنم، فقط چند دقیقه تنظیم لازمه، اما برای این دوستمون، حداقل 3 روز هست که به هیچ کار دیگه ای نمی رسم!

من مانده ام تنهای تنها!

بادش به خیر، 3 تیر 1385 که برنامه "مردم ایران سلام" شروع به کار کرد. معتضد، رامبد جوان، فرهاد آئیش، اینانلو، کوثری، منصور ضابطیان، آتش افروز، مجری برنامه تبلیغاتی قالیباف که اونهم اسمش یادم نیست (عجب حافظه ای که ندارم!) شهاد مرادی، دکتر یزدانی و ...  آدم دیگر که هر کدام شان برای یک برنامه کافی بودند و هستند را در یک برنامه می بینیم و دیدیم
اما اکنون یکی استرالیا، چند تایی فیلم و سریال نوروزی، چندتایی سفارشات دیگر (مثل سخنرانی های مرادی و یا دیگر برنامه های معتضد). خوب دور و بر همشهری مان "شهیدی فر" خالی شده! امیدوارم بار دیگر همه بیایند! مخصوصا اون همشهری دیگرمان "ضابطیان"
باز جای شکرش باقی هست که الان رادیوی فوق العاده آتش افروز، طبیعت بکر اینانلو، ورزش کوثری، گاهی اوقات مرادی، معتضد و یزدانی هستند

فدراسیون فوتبال را هم بدهند قالیباف!

7 سال زمان برای تصمیم گیری برای اینکه برای سینما آزادی چه کنیم!!!!!! در زمان قبل از قالیباف
چند ماه زمان بعد از استقرار (که مطمئنا آشنایی با سیستم شهرداری را هم شامل می شود) و بعد 18 ماه زمان لازم برای ساخت سینما آزادی توسط قالیباف
مدیریت قبل قالیباف را با مدیریت قالیباف مقایسه کنید

همین موضوع تصمیم گیری در مورد انتخاب سرمربی تیم ملی فوتبال را هم ببینید!

یک فرق بزرگ

در این چند ده سال اخیر انقلاب های بزرگی در دنیا رخ داده. سرگذشت رهبران این انقلابها جالب است. بعضی از آنها تاب سختیهای اداره حکومت را ندارد (مانند چگوارا) بعضی حکومت مستبدانه راه می اندازند که دو دسته کلی هستند. دسته ای که هیچ پایگاه واقعی در بین مردم ندارند و به عبارت دیگر حتی یک ذره از قلوب مردم با آنها نیست مثل لنین، استالین و ... در شوروری. دسته دوم آنهایی که محبوب مردم هستند اما با کارهای مستبدانه عملا مانع رشد و شکوفایی استعدادهای جدید می شوند. فراموش می کنند که آنها باید مردم را به اهدافشان برسانند نه مردم آنها را به اهدافشان مانند کاسترو. بعضی دیگر برای اینکه آلوده سیاست نشوند از آن کناره می گیرند مثلا گاندی در هند و ماندلا در آفریقای جنوبی.

اما در میان اینها، امام کسی است که نه سعی کرد از سیاست به خاطر آلودگی هایش کناره بگیرد (بلکه سعی کرد سیاست را پاک کند)، نه تحملش را در اداره حکومت از دست داد و به مبارزه پیوست و نه دیکتاتوری از هر نوعش را راه انداخت.
امام آنقدر که به اطرافیانش اجازه رشد داد، اطرافیانش به دیگران اجازه رشد ندادند. امام سعی نکرد تصمیم خود را تحمیل کند اگر چه می توانست.
اگرچه در حال حاضر امام نیست، اما خیلی از کارهای او الان هم معنا دارد. نامه به گورباچف امام، تنفید حکم بنی صدر و اصولا اجازه به وی برای شرکت در انتخابات با عدم اعلام نظر علیرغم مخالفت همه (خاطرات هاشمی را بخوانید)، عدم اجازه به روحانیون برای حضور در دولت مگر زمانی که مجبور شد، منع خانواده خود از حضور در مناصب، نپذیرفتن یاسر عرفات (یک بار پذیرفت بدون اینکه حرفی بزند و فقط حرفهای عرفات را گوش کرد. فقط برای اینکه بارها تقاضا شده بود)
می خواهم بگویم امام واقعاً امام بود، هم امام مبارزه، هم امام به عنوان حاکم، آن هم حاکم بر قلب های مردم.

آخرین ریال اعتبارم در تالیا!

اگر مطلب قبلی را بخوانید متوجه می شوید که امروز در چه حالی اعتبار تالیای من تمام شد. بعداز ظهر فهمیدم از شارژم تنها 1 ریال باقی مانده است! مشترکین تالیا می فهمند من چی می گم!
یک عکس هم به عنوان سند گرفتم

من امروز از بین رفتم!

سلام. می دونید از بین رفتن یعنی چی؟ من امروز از بین رفتم!
امروز آبروم جلوی 2 نفر رفت. دنیا را می بینید:
امروز بانک ملی خراب بود! (کاشکی می گفت خراب است) و دو نفر نتونستند برای من پول بفرستند! تقریباً مجبور شدم دستی بگیرم یکی از تهران و دیگری گناباد و من کجا، مشهد!
بگذارید اصل داستان را بگویم، قرار بود برای یکی از کاندیداها پیامک بفرستیم، هر چقدر دیروز سعی کردم کار را تمام کنم، نشد که نشد. وقتی سه تا شماره موبایل را بارها بگیری و هر بار به هر دلیل (مشغول بودن کاربر، شبکه، بیرون از محدوده آنتن دهی و ....) نتونی باهاشون ارتباط برقرار کنی این میشه دیگه!
بعد هم اینکه تو سه تا تلفن داشته باشی و در حین صحبت با یکیشون دیگری زنگ بزنه (چند بار) و قاتی کنی!
بعدی اینکه یکی از گوشی هات که اعتباریه در وسط مکالمه اعتبارش تموم بشه
بعدی اینکه نیاز به پرینتر و اسکنر داشته باشی و اون هم نباشه
بعدی اینکه به متن پیام گیر بدهند (این بنده خداها که مجبورند)
بعدی اینکه در تمام این حالات یک بنده خدایی از یک جای دیگری، بخواهد چند هزار تا پیامک براش بفرستی و تو شارژ نداشته باشی!
و بعدی اینکه اونهم خیلی فوری بخواد
و بعدی اینکه اونهم مشکل واریز داشته باشه!
بعدی اینکه روز برادرت رو خراب کنی!
و بعدی اینکه روز اون بنده خدای کارمند رو هم خراب کنی!
و بعدی اینکه آبروت جلوی چند نفر بره!
و بعدی اینکه نتونی به کارهات برسی
و آخری اینکه سایتی با چند هزار کاربر، الان تقریباً بی شارژ مونده (البته تا چند دقیقه دیگه دوباره شارژ میشه)
از هم مهمتر هم اینکه چون سرت شلوغه قیمتی بدی که ضرر کنی!!!!!!!!!!!!!!!!!!

پی نوشت
و بعد از نوشتن این متن، در حالی که دیگر مطمئن هستی کارها به خوبی پیش می رود، خیلی راحت و آروم، وسایلت رو برداری، در دفتر رو ببندی، بری پایین، قدم زنان به سمت ایستگاه اتوبوسی که بروی که اتوبوس آماده در آن است، فقط چند نقر نشسته اند، خیلی آرام به سمتش بروی و باید یکهو ببینی اتوبوس راننده دارد، سریعتر بروی و قبل از آنکه برسی اتوبوس بی توجه به تو راه بیفتد و تو هر چقدر سعی کنی، نبیندت!
بعد از آن ناگهان یادت بیاید شماره ای فردی که را مسئول بقیه کارها است نیاورده ای!
و بعد وقتی سوار یک اتوبوس دیگر می شوی، در حالی که هیچ تعادلی نداری (و البته داری بلیط می دهی) یکهو موبایلت زنگ بخورد و نتوانی جواب دهی (تنها با اختلاف 1 ثانیه!)

شما ترسوها!

"از سال 2002 که رئیس جمهور امریکا ایران را محور شرارت نامیده است, مردم ایران تهدید جنگ را همواره بر فراز سر خود حس کرده اند. هنوز پنج ماه از یازدهم سپتامبر سپری نشده بود که امریکا فهرستی از دشمنان خود را در جنگ با ترور منتشر ساخت."

رادیو فرانسه

ما که از اون سال بلانسبت ............. مثل ........... داریم از ترس می لرزیم!!!!!!!!!

بدانید و آگاه باشید، سال آینده سال "اتحاد ملی و انسجام اسلامی" نیست!

آهای ادارات، سازمانها، ارگانها، شرکت ها، افراد مهم، افراد معمولی، مساجد، تکایا، مدارس، روسا، کارمندان و ...
دقت کنید، از سال آینده به جای نام "اتحاد ملی و انسجام اسلامی" باید کارهای خود را به یک نام دیگر انجام دهید!
مثلاً اگر قرار است به دیگران توهین کنید، دیگر نمی توانید آنرا در راستای اتحاد ملی و انسجام اسلامی بدانید، بلکه باید در راستای یک چیز دیگر بدانید. این امر برای انتشار بروشور، آگهی نیز به کار می آید. همچنین حرفهای بسیار مدبرانه خود را نیز باید به یک اسم دیگر بفرمائید!
از ما گفتن بود!

نمی دانم چرا ناراحت شد؟

متاسفانه یک رذیله اخلاقی بد و شایع، مبهم بودن و عبارتی رک نبودن است. من سالها سعی کردم با این پدیده در سطح خودم برخورد کنم، به این صورت که از دیگران می خواستم اصل قضیه را بگویند، حاشیه نروند و کارهای این چنینی.

اما همانطور که شما می دانید، مسائل به این سادگی حل نمی شوند. اگرچه هم اکنون نیز این اخلاق را دارم، اما این واقعیت را هم پذیرفته ام که افراد در اکثر موارد راست نمی گویند! (ممکن است دروغهای به ظاهر بی اهمیت آنها نیز آزارهای بزرگی به دیگران برساند)

بگذریم، دیروز این رذیله اخلاقی در درجات بالاتر من را اذیت کرد. کسی آمده بود اینجا و کلی از باب اینکه آدم کاملاً رک و صریحی است، صحبت می کرد. اما نیم ساعت از زمان بسیار مهم را فقط حرافی کرد و آخرش هم نگفت که برای چه آمده. من می دانستم، اما خودش نگفت. آخر سر هم سعی کردم یک جوری دست به سرش کنم تا برود، ناراحت شد و سعی کرد توانائیهای خودش را با کم دانستن من، به رخم بکشد.(این رذیله اخلاقی بد که اینجا جایش نیست) این جا ها که می رسد، من دیگر آدم قابل تحملی نیستم، فقط چند نکته اساسی تجارت، مثل عدم اهمیت کیفیت(شاید شما هم باور نکنید، اما من دارم می بینم) و نگاه فنی (با تشکر از آقای موسوی که این مفهوم را به من منتقل کرد) را گفتم و تقریباً بیرونش کردم!

راستش اگر آدم یک اخلاق بد داشته باشد، چیز عجیبی نیست (همه داریم)، اگر اشراف به این موضوع داشته باشد و اعتراف کند، این یک حسن اخلاق است، سعی در رفع آن رذیله هم باز، حسنی بالاتر است. اما اینکه دیگران را متهم کنی و خود بدتر باشی و نپذیری که این رذیله را داری، راستش جای کمی ناراحتی دارد.

این روزها حال دیگری دارم؟

نه خیر این روزها پدرم درمیاد! و وقت نمی کنم! شما را مستفیض کنم. دلم می خواهد برای شما از این بنویسم که قالیباف خیلی با داووس حال کرده و الان تو کف داووسه! چونکه دوبار در وبلاگش از داووس نوشته! من توی یک همایش 10-15 نفری بودم که 5 نفر سخنرانی داشتند! اگر بگم در طول این مدت 20 بار میکروفون را درست کردند مطمئناً باور نمیشه اما شد! حالا توی داووس با اون همه مهمان و اون همه برنامه، اگر من هم جای قالی می بودم و خراب شدن میکروفون ها را برای حتی یک بار نمی دیدم، ذوق زده می شدم!
اما چیز دیگری هم هست، اگرچه کمی حق من رو توی کنفرانس شهر الکترونیک خوردند(! داستانش بماند برای خودم هر چند که چیز مهمی هم نیست!) اما خیلی با حرفهای قالیباف حال کردم
در ضمن توی این چند روز یک مطلب هم توی وبلاگ روحانی نژاد خوندم از پاسخگویی آقای احمدی نژاد به نیاز پدر 5 شهید به هزینه درمان! (طرف مرد در حالی که هیچ کاری انجام نشد)
بقیه اش بماند برای بعد!

طرز صحبت اجمدی نژاد و اینکه آدم را خر فرض می کند، من را عصبانی می کند!

آخر کدوم آدم عاقل می تونه باور کنه که فرآیند تولید و ارسال موشک فضایی (که ایران آزمایشی اش را فرستاده و هیچ نتیجه ای از آن منتشر نشده است) می تونه باور کنه که کل این فرآیند (!) در عرض یکسال انجام شده باشد.

هر کسی که کمی با سیستم اداری کار کرده باشه، می دونه تصمیم گیری برای شروع اینکار حداقل 1 سال طول می کشه (اول باید بررسی بشود چه چیزهایی نیاز دارد، بعد از کجا تامین شود؟، چه جوری تامین شود؟، با چه قیمتی تامین شود؟ و ...)

این کار حداقل چند سال طول می کشد اگر پشتوانه فنی اش را در نظر نگیریم. بعد آقا پارسال دستور داده و امسال موشک فرستاده هوا!!!!!!!!!!

البته کسانی که قبل تر نیز اخبار را پیگیری می کردند می دانستند این کار حداقل از 15 سال پیش شروع شده است!

سئوال

دیدن یک دوست بعد از بیشتر از دو سال، طی دو روز پشت سر هم و به صورت کاملاً اتفاقی چقدر جالبه؟!
برای من اتفاق افتاد! پریروز و دیروز!

چقدر نوشتن در فایرفاکس برای بلاگفا سخت است!

نه Copy Paste! نه امکان تصحیح صحیح کلمات و نه راحتی در کارکردن باعث شد اینها را بگم! مثلا در حالی که نشانگر موشواره (Mouse Cursor) روی حرف "ل" در "سلام" است و شما del را می زنید انتظار دارید "ل" حذف شود در حالی که ممکن است حرف اول یا دوم بعدی یا قبلی (!!) حذف شود و البته درج هم همینطور
آهای بیل گیتس که می خوام سر به تنت نباشه، خدا پدرت رو بیامرزه!!

من بالاترین را گم کرده بودم یا بالاترین من را!

از چند ماه پیش که بنا به دلایلی تصمیم گرفتم کمی از فعالیت تجاری خودم کم کنم و بیشتر وقت کم که پول جمع کنم! (قابل توجه کسانی که به پولدار شدن علاقه مند هستند)، بازدید تقریباً روزانه از سایت بالاترین را شروع کردم.
در طی این بازدیدها، چند بار سعی کردم که عضو شوم اما هربار با عبارت "بالاترین به طور موقت کاربر جدید نمی پذیرد" مواجه شدم. امروز همینطوری الکی وارد بخش بازیابی رمز در بالاترین شدم (کاربران مزاحم را بشناسید!!!!)، دومین ایمیلم را که وارد کردم در کمال تعجب دیدم که اعلام کرد اطلاعات کاربری من را ارسال کرد!
بگذارید قبل از اینکه بقیه اش را بگم یک موضوع دیگر را هم بگم. چند هقته پیش به دنبال اسم خودم توی گوگل جستجو کردم و دیدم یک نفری از کاربران بالاترین دارای نام کاربری behzadian است. فکر کردم این حساب کاربری احتمالاً متعلق به یکی از چند داداشهام هست. (آخه ما همیشه سر داشتن نام کاربری behzadian دعوا داریم، مثلاً من اولین عضو خانواده بودم که GMail داشتم و در نتیجه میتوانید نشانی ایمیل من را حدس بزنید! توی این بلاگفا هم کاربر behzadian مال داداش کوچک من هست!) خلاصه اش اینکه از اونها پرسیدم، دیدم مال اونها هم نیست. حالا این رو توی حافظه تون نگهدارید تا بقیه اش را بگم
خلاصه اش هی ما تعجب کردیم و هی اون تعجب کرد! هی ما تعجب کردم و هی او تعجب کرد! رفتم ایمیل رم رو باز کردم دیدم بالاترین راست میگه!
حالا که خوب فکر می کنم می بینم ماهها پیش (اینجوری که بالاترین می گه 9 ماه پیش) من عضو بالاترین شده بودم و مثل صدها سایتی که فقط عضوشون هستم(!) به امان خدا رهاشون کرده ام
حتی الان که می خوام این مطلب رو ثبت کنم فکر می کنم این فرم یا پرسشنامه ثبت لینک را قبلا هم دیده ام!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

زیباترین لطیفه امروز!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

ها ها ها !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!